فکر کنم گزارش گرهای صدا و سیمان! هم اندازه من تولید محتوی نمی کنند، هرچند محتوای با ارزشی نباشه منتهی بد هم نیست، شاید یکم فضا را با شما به اشتراک بذاره.

تو کتابخونه که نشسته آدم، حس خوبی می کنه. از این باب که انگار خونه خود آدمه! الانه یک دختره اومد، از این باب می گم عین خونه که تو خونه ات هم خواهرت میاد می ره می بینی اش. اینم اومد نشست کت و کلاهشو که درکرد موهای کوتاهشو با کش فنری بست پس کله اش موبایلش و لپ تابشو باز کرد و بعد از چک کردن گوشی، رفت تو لپ تابش، تا چه دشت کنه در این بحر...

هندی ها دیشب یک اصطلاح بهم یاد دادند، یک اصطلاح به قول خودشون زشت! می گن به طرف می گیم شوتی! بعد ازچندبار تمرین دیدم بابا این که اصلا اصطلاح خودمونه که! این ماییم که به طرف می گیم شوووووت! هندی خر کیه!

یارو چه عطشی هم داشت یک اصطلاح زشت فارسی من بهش یاد بدم، که راستش من اصلا بلد نبودم!