قدیم گاوهای ماده را می بردند خونه کسی که گاو نر داشت، یک کله قند هم به یارو می دادند، که گاوش با ماده گاو اینها جفت گیری کنه و بلکه خدا بخواد باردار بشه.
بعد خب گاو بود دیگه، نمی دید که، عقب می رفت جلو میومد سوار گرده ماده گاو می شد یکبار می شد بکنه تو جای درست، ده بارش هم یا مدخل را پیدا نمی کرد یا اشتباه می کرد تو کون طرف!
منتهی هرچی می شد دیگه اون کله قند، خرج شده بود!
یکبار، مش حسنی را می بینند که خیلی پکر و دلخور داره افسار گاوشو می کشه و می ره سمت خونه. ازش می پرسند مش حسن چی شده چرا دلخوری؟ می گه هیچی، ما گاومون یک کون بدهکار بود خودمون یک کله قند، رفتیم دادیم حالا برمیگردیم خونه!
طفلک، نگو از اون بارهایی بود که نیزه به جای درست ننشسته بود. حالا، من امروز رفتم دندونپزشکی.
یارو نگاه کرد بالا و پایین گفت لثه ات یکم رفته عقب که گاهی حس درد می کنی گاهی به سرد و گرم واکنش می ده و مشکل خاصی نداری.
منم خوشحال شدم راستش. منتهی وقتی می خواستم بیام بیرون هزینه کل جلسه را ازم گرفت نامرد! هشتاد یورو پیاده شدم، برای هیچ!
بی انصافی کرد خدایی. قبلا که در این حد و حتی بیشتر معاینه کرده بود سی یورو می گرفت نامرد نمی دونم چرا اینجوری کرد باهام. ولی بهرحال در ترش و شیرین اینکه دندونم مشکلی نداشت و اینکه به قول مش حسن کون جیبمو گاییده بود اینبار، برگشتم منزل...