آقای مصری که همین چهار ماه قبل ازدواج کرد، بانو را بدرقه کرده مصر که به فامیل سر بزنه.
خودش چقدر دلتنگ است؟
هیچ!!
روزی که خانومش رفت می گفت برگشتم به آزادی!!
من ریییییییدم تو این ازدواج! والله دوتا غریبه اگه یکبار یک سکس توپ بکنند که اقلا دو سه ماه تو ذهن هر دوتاشون خاطره خوشش بمونه، شرف داره به این ازدواج!
البته بخشی اش از حسادت است و سوزش کون، خودتون درک کنید دیگه.
خانومش تو فرانسه تو رستوران کار می کرده است. الان که اینجا اومده توی یک پشتیبانی تلفنی کار گرفته است. زندگی همینه رفقا. اینجا هنوز عطش میز و صندلی همه را نگرفته است.
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آذر ۱۴۰۲ ساعت 14:43 توسط مسیح
|