و هیوا چنین فرمود
1------
چند وقت پیش اومدم طولانی بنویسم برات،نوشتم و پاک کردم،ولی فکر کردم لابد هنوز وقتش نیست و من عقیده ام اینه که تا خود آدم روحش آماده ی فراگیری و جستجو نباشه، توضیحات اضافه فایده ی چندانی نداره...
میدونی تو استعدادها و تواناییهایی داری که هم ازشون تا حدودی آگاه ،و هم تا حدودی غافلی... تو از بند تعلق آزادی و وابستگی خاصی به مادیات نداری و برعکس خیلی از مردها پول وقتی برات ارزش داره که تو رو برای رسیدن به هدفهات کمک کنه...مستقل و مستعدی و دنبال کشف و شهود... ولی احساس میکنم که خشمت از بی عدالتیها و سختیهای روزگار و دنیا اجازه نمیده سبک دریافتت از اطراف تغییر کنه... انسانهایی که هنوز به معنای واقعی کلمه انسان بخوان بمونن، چه در ایران و چه در همه جای دنیا رنج رو به صورتهای مختلف حس میکنن و هر چقدر ازش فرار کنن باز رنج پیداشون میکنه و حالیشون میکنه که باید چیزی فراتر از اینی که میبینیم باشه...
الان که میبینم یک روزنه هایی برای حس مثبت در خودت ایجاد کردی،بسیار خوشحالم، برای همین میگم که تو "متفاوتی" و قدر این تفاوت رو بدون و نه خودت رو برای گذشته و زمان به اصطلاح از دست رفته محکوم کن( چرا که همون تجربه ها،هویت متفاوت تو رو ساختن) و نه به کم قانع باش،خودت رو ارتقا بده، هر روز برای تغذیه روحت وقت بذار(باور کن بعد از یکسال انقدر تفاوت پیدا میکنی که خودت هم باور نمیکنی)، گمشده ی امثال ما زیاد فکر کن ها،فلسفه و روانشناسی هست، اگر با منابع اصیلشون متناسب با حال و روزت وصل بشی ،میبینی که چه پنجره ی عجیبی رو به دنیای بزرگ و جذابی برات باز میشه که اصلازندگیت رو به قبل و بعد اون آگاهی تقسیم میکنه...
2-----
سلام دوباره، ببین چقدر همه سرد و خنثی شدن که یه تعریف واقعگرا و بدون تملق برای تو انرژی بخش بوده و تشکر میکنی...کلا پیامهای من همه قابلیت عمومی شدن رو دارن،مگر مورد خاصی باشه که خودم بگم عمومی نکن،
ولی اونها رو که من دیروز بهت گفتم باید روزی هزار برابر برای خودت بگی و" باور" داشته باشی،و وقتی میگم که از خودت غافلی یعنی همین، یعنی ته ته همه ی اعصاب خوردیهات و خشمت ،از اینه که نکنه به اندازه ی کافی خوب و باهوش و باتجربه و جذاب نباشم،نکنه راه من ،راه نتیجه ده و خوبی نباشه، در صورتی که چرا؟چرا نباشی؟ هیچوقت که تو زندگیت بیکار و بی هدف نچرخیدی(حتی همون اینستا چرخیدنهات هم کلی تجربه و آگاهی و سلیقه بهت داده،نمیگم همه ی وقتت رو براش بذار،ولی اینستا داشتنت رو محکوم نکن و فایده ش رو بدون و قبولش کن،و بعد از اون آگاهانه و با مقررات یه تایم مخصوص براش بذار و تمام)، و اینکه مگر چند تا آدم هستن که اندازه ی تو تجربه های مختلف داشته باشن ؟و حتی بالاتر از اون، تجربه های انحصاری زندگی تو رو داشته باشن ؟ مگر بقیه آدمها شبانه روزشون ۴۸ ساعته که بتونن معجزه کنن؟اشکالت اینجاست که فقط هدفهای خاص و خالص رو هدف میبینی... مثلا اگر دانشمند فلان کاره ی مهم نباشن ،میگی دیگه بود و نبودشون خیلی فرقی نمیکنه.. ولی تو که آمار بلدی، باید بدونی که تو منحنی توزیع نرمال ۹۵ درصد داده ها تو محدوده وسطن و فقط ۵ درصد مابقی هستن که میتونن مثلا سه انحراف معیار فاصله داشته باشن، الان اون ۹۵ درصد برن بمیرن؟نه ... قوانین آفرینش هرگز اینجوری نیست،اگر اون ۹۵ درصد نباشن کی ایده های اون ۵ درصد رو پیاده کنه و پیش ببره؟ ما همه یه مجموعه ایم و همه باهم برنامه ریزی شده ایم برای تکامل...چه جسمی و چه روحی...
و باز هم میگم کاش همه ی بت هایی که از آدمهای موفق چه نسبی و چه کامل ساختی رو میرفتی از نزدیک بررسی میکردی و میدیدی که اونها فقط تصویر ذهنی توئه،واقعیتشون خیلی دم دستی تر از این حرفهاست...مثال خوبی نیست ولی برای ملموس شدنش همین زن طرف مشهدی که گفتی برات جذاب نبود،از دور میگفتی همه لابد در حال پیشرفتن یا لااقل از من تکلیف معین تر هستن، ولی از نزدیک که دیدی ،گفتی اگر این باشه ،من مجردیم بسیار عالی هست!
3-----
ادامه کامنت قبل:
میدونی چیه؟ تو "تنهایی" و این قضیه ذهن تو رو آسیب پذیر کرده که با تعریف ،انگیزه میگیری و با انتقاد کوبنده، مایوس و بهم ریخته میشی... ولی چرا از این تنهاییت نهایت استفاده رو تا زمانی که یار دلخواهت رو پیدا نکردی ،نبری؟ من و همسرم الان بچه داریم و خداروشکر مشکل خاصی نداریم ولی ۹۵ درصد زمانمون بجای پیشرفت و ارتقای شخصی مطلوب ، صرف بچه ها و زندگی متاهلی میشه ، و اصلا رشد موفقیتی و شخصیمون از نظر من متوقف شده(صرفنظر از رشد روحی و معنوی)... اما تو الان زمانت برای خودت هست،چرا لذتش رو نبری تا زمانی که اگر یار دلش خواست پیداش بشه!
الان خداروشکر اینقدر بشر به تکامل رسیده که میتونه واقعا راه شخصی خودش رو داشته باشه، مثل قدیم نیست که یه نسخه ی واحد برای همه میپیچیدن و تمام... چه با بچه و بی بچه،چه با ازدواج و چه بی ازدواج، و...فقط و فقط مهم اینه که به ارزش وجودی خودت "ایمان" داشته باشی و دنبال رشد خودت باشی... اون وقت قدر روحت،جسمت و "زمانت" که مهمترین داراییته رو بهتر میدونی....
بگذریم،خیلی نوشتم ولی بدون که فقط وقتی زیاد مینویسم که احساس کنم "ارزششو" داره.
و اینکه امیدوارم که برعکس زمانه ی سرد و بیرحم الان، ترجیح بدی که "نور" باشی و بعد از دوست داشتن و اولویت داشتن "خودت" ،هرجا که تونستی و ضربه ای به اولویتهای خودت نمیزد ، یه دلخوشی و انرژی کوچیک برای بقیه باشی.