٣:٤١
عين اسب پوزه بند زده ام، درازم تو تخت!
ميخوام هواي داغتري استنشاق كنم،
كم كم دارم از پا ميفتم! سرم سنگين ميشه و خوابم مياد
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 7:12 توسط مسیح
|
٣:٤١
عين اسب پوزه بند زده ام، درازم تو تخت!
ميخوام هواي داغتري استنشاق كنم،
كم كم دارم از پا ميفتم! سرم سنگين ميشه و خوابم مياد