استرس
فردا می رم عصب کشی،
دیشب کابوس می دیدم. رفته بودم یک جایی که هیچ شباهتی به دندونپزشکی نداشت،
دو تا آقا بودند که نمی دونم چرا حتی روپوش کار تنشون نبود،
درگیر بودیم، سوال و جواب بود، راه جایگزین بود، دارو بود، بعد تهش که قانع شدم عصب کشی کنند گفتند بیا بخواب،
یونیت دندونپزشکی نبود!!
یک پتو انداخته بودند رو تخت، می خواستند منو اونجا دراز کنند دندونمو درست کنند!!!
نرفتم
بیرون اومدم
کسی هم البته زور به کار نبرد
بیرون اومده بودم باید با نردبوم از یک طبقه خیلی بالا تا پایین را می رفتم. آسانسور و پله انگار نبود. نردبوم بود!! به حوالی زمین که رسیدم نردبوم هم تمام شد و باید میپریدم رو یک پشت بام، برای طی کردن بقیه راه...
همه می رفتند از همین مسیر. طبیعی بود، من اما حرص می خوردم!
وقتی بیدار شدم عضله ساق پام چنان گرفته بود که درد می کرد و رها نمی شد...
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 16:13 توسط مسیح
|