از بدی های داشتن همسایه های آشنا یکی هم اینه که آدم نمی تونه تو اتاق شخصی خودش بلند بگوزه!
والله!
حالا این که نه ولی مثلا می ری دستشویی هم ترجیج می دی در را ببندی، مثلا!
خب چه لزومی داشت اگه یک غریبه بود اون کنار؟ مثل همسایه قبلی من که مدام تو اتاقش صدا در می کرد! انصافا هم کون تنگی داشت! فرکانس صدایی که می داد خیلی زیر بود! فرکانس بالا! آردی می دونه اینها را، نه که ساز می زنه، بلده!!
آخ که چقددددددر دلم تنگ شده سازمو بغل بگیرم!! خیلی دلم می خواد!
+ نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 22:16 توسط مسیح
|