دیشب، خواب می دیدم که جلو آینه روشویی ایستادم و خمیر ریش به صورتمه و ژیلت می کشم.
یک جایی به نظرم رسید کوتاه نمی شه، بعد دیدم می شه ولی همچین سه تیغه نمی شه.
خلاصه، در گیر بودم.
عجیب بود که بین اینهمه شبها که خواب می بینم همون دیشبی به ذهنم رسید که تعبیر خواب را ببینم. داشتم فکر می کردم که قطعا می خواد بگه بی آبرو می شی یا چمیدونم یک بلایی سرت می اد. حالا تعبیرها که مختلف بود و طبق معمول متضاد و بی پایه و اساس. منتهی، الان هنوز هشت صبح نشده چندین گنده کاری کرده ام که خدا رحم کنه!! مثلا خواهرم پیام داده من چشمم اشتباهی نفر کناری را دیده ام و با بی دقتی تمام پرسیده ام دفاع کردی؟ آخه یک دوستی امروز قرار دفاع داشت و دیشب عزا گرفته بود که هوا سرد شده و جاده ها خراب اند و من درست تو این شرایط بد باید از فلان جا برم قم، برای دفاع! یعنی نمی شه هم که نرم!!
خلاصه که خب ریدم دیگه.
یا سایر موارد!
خدا رحم کنه. باید گوشی ام را بذارم زمین وقتی حواس ندارم.
تامام