رفتم بیرون. می خواستم جوهر خوشنویسی بخرم. پنجاه میل پلیکان پنج یورو، ده میل یک مارک دیگه، سه یورو و شصت سنت!

مختلف بود قیمت. یکی خریدم یک یورو. می دونم یک ویار است لذا لازم نیست زیاد هزینه کنم براش.

تو راه پشت یک مغازه ساز فروشی هم توقف کردم. سازهای خاور میانه را که نداشت به کل. سازهای قشنگی دیدم که اسمشونو هم بلد نبودم.

DOMRA 

Mandolin

اسم دوتاش بود که از طرف پرسیدم. اولی 190 یورو بود دومی 280 یورو

گذاشته ام یوتیوب ببینم چه صدایی می دن. راستش اصوات ناهنجاری ازشون داره در میاد با وجودی که شباهت زیادی به سازهای ما داشتند، از نظر اینکه سیم فلزی استفاده شده بود و کاسه تشدیدی از ترکه های چوب داشت و الخ.

خب بگو همه سازها همینند!

بهرحال اولی که به درد گداها می خوره انگار که باهاش جلب توجه کنند فقط.

دومی خیلی قشنگ بود! منتهی گویا برخلاف بعضی سازها، شاید گیتار، تولید صنعتی نمی شه و دست ساز است و لذا گرون.

در جوهرمو که باز کردم پاشید، شتک زد به میز و لپ تاب! دو ساعته دارم می سابم!

کلم بفرمایید. گل کلم خام.