اینجا، در فرهنگ این خارجکی ها، هر چیزی لیوان خودش را داره. اینجور بگم که مثلا شراب قرمز مثلا جام فلان اندازه داره، اما ویسکی مثلا لیوان دهن گشاد فلان اندازه!! خیلی متنوع، خیلی به نظر من مسخره ولی لابد یک حکمتی هم داره. انواع اندازه ها و قد و نیم قدها و پایه ها و دسته ها و ...، هر کدوم حداقل یک اسمی داره. مثلا لیوان شربت خوری و لیوان چای خوری و لیوان آب خوری که ما داریم، حالا فرض کن چهارده مدل.
باری. من یک لیوان دارم که فکر کنم مال ویسکی باشه. بی پایه و دهن گشاد و شیشه روشن است. خب من که ویسکی نمی خورم اما این لیوان شده لیوان آب نمک برا قرقره! یعنی نشد من اینو بشورم، فوری گلو درد نگیرم و باز آب نمک توش درست نکنم! یک امروز که تو یک لیوان دیگه درست کردم الانه کل لیوان را سر کشیدم و تازه داشتم فکر می کردم عه چرا این آب این مزه بود!! فکر کردم آب خوردن بعد از پرتقال دهن آدمو اینجوری بدمزه می کنه بعد یادم اومد که نه حاجی، یک قاشق نمک توش ریخته بودم دو ساعت قبل...