عاخييييي
سوار آسانسور شدم برم طبقه پايين ظرف بشورم،
رفت بالا!
در باز شد دوست عزيزي با زيد شب جمعه دخول كردند!!
خانومه ازين ماده هاي بيمغز بود! ميبينه بهش ميگم مواظب باش كارد فرو نره بهت، ذوق ميكنه ميگه ا ايراني!!!
ميمون! اينجا از هر ده تا يكي اش ايرانيه!!
اومدن دربازكن برداشتند كه برن بالا انشاالله يك بطري اي باز كنند...
نوش جونشون.
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 1:40 توسط مسیح
|