بازم این آنجلا حرومزاده اومده خدمه را گرفته به حرف!

خب مریضید؟ برید بشینید تو دفترتون زر بزنید تا وقت تمام بشه!! سرپا پشت در اتاق من ایستاده اند به حرف، نه خودش کار می کنه کونی نه می ذاره اون چرکو دو تا دستمال بکشه به اینور اونور!!

واقعا به نظرم کارمندی آفت بزرگی است!! هم برای کارمند، هم برای مجموعه! کارها باید پیمانکاری سپرده بشه به افراد و شرکتها. این حرومزاده اگه پیمانکار بود برای اینکه زودتر بره برسه به ساختمان بعدی اش، نمی ذاشت اینجور وقتش تلف بشه. خود آنجلا هم اگه مثلا صاحب شرکت خدماتی بود می فهمید هر دو دقیقه که با زر زدنش نمی ذاره کارگرش کار بکنه، از کیسه اش رفته. اون موقع باید آدم ببینه چقدر برا زر زدنهاش هزینه می ده...

اعصاب نداریم که!

دیشب چایی هم خریدم. گفتم؟ اون مدل قبلی که قوطی را 12 یورو می خریدم نداشت. یکی با همون وزن نصف قیمت بهم توصیه کرد گفت محتویاتش همونه. باز کرده ام، اولا اون گیاه اضافه را به شدت کمتر داره، بعلاوه، کلی پوست نارنج یا پرتغال هم توشه...