توی دنیای علمی، بخش بزرگی از فعالیت ها و تحقیقات سر فیلتر کردن بوده است!

امواج را بخصوص فیلتر می کنند و به اجزای تشکیل دهنده اش تبدیل می کنند. بعد اون اجزا بعضی هاش خیلی اطلاعات مفیدی توش هست.

نمونه ساده اش مثلا نوار قلبی هست که ازتون می گیرند. یک صدا یا تپشی را به یک عالمه زیرمجموعه اش تبدیل می کنند و می فهمند آدم مرگش چیه و کجاش چه اشکالی داره.

تبدیل فوریه تو ریاضیات یکی از همین تکنیکهای فیلتر کردن است. بعدها تئوری موجکها تکامل یافته همونه که هنوز هم پرکاربرد و مفیدفایده است. برخلاف تمام علوم حوزه علیمه. تاکید می کنم، تمااااااااااام اباطیلی که اسمش را علم گذاشته اند!

باری. الان سر درسم بودم یادم افتاد که من ماست را هم که فیلتر کردم و بخش آبکی و سفتش را سوا کردم، چنان طعم و عطرش رو افتاد که کیف کردم!

می بینید، هرچه پیش می ره نمودهای مختلف زندگی داره هی شبیه هم می شه! دیدید مریضی که رو تخت خوابیده و ضربان قلبش رو مانیتور هست، یکم بالا پایین داره، هرچه به ته حیات نزدیک تر می شه این بالا پایین ها کم می شه و نهایت همه نوسانها و نمودها عین هم می شه، یک خط صاف، با یک صدای بوق ممتد! می خوام بگم قبل مرگ هم اگه دنبال کشف جهان پیرامونتون باشید کم کم می بینید که همه چیزها یک چیز است! از تهیه ماست چکیده تا یکی از اکتشافات درخشان در ریاضیات، تبدیل فوریه، اینها همه انگار یک عمل است در محیط های مختلف. یکی روی ماست، یکی رو اعداد، و اعداد را خدایی چه به کار ماست! ولی می بینید که فرایند یکی است...

کم کم فرازهای مختلف زندگی همگرا می شه...

روزی که به این ادراک برسید که همه اینها یکی بوده، اون روز دیگه نمودار شما هم افقی می شه و، تسلیم می شید، با خودتون فکر می کنید که چه پوچ بود همه!!

برادر زاده ام پرسیده بود این یعنی چی؟ نوشتم این یعنی که ما مسخره ایم! نوشت خوشحالم که تنها کسی نیستم که اینجور فکر می کنم!!