:))

باز من دارم یک شکر اضافی می خورم و، یک بخشی دیگه از کارهای پیشینیان را بطور مستدل می برم زیر سوال :))

خدا کنه این جماعتی که تو کمبریج هستند علاقه نشون بدن به کشفیات من. اونجا پول زیاد هست و می تونند چیزی که می خوام را سفارش بدند و اندازه بگیرم مستدل بکنم تو حلقوم علم ایده ام را! اینبار دیگه خانوم چی هدف نیست. اون طفلک همه خاکریزهاش صاف شده و عین عروس شش ماهه کللللللللللللا دیگه چیزی براش نمونده! الان، نوبت اساتید و پیشواهای ایشون است که لختشون کنم!

مریض هم خودتونید :))

چرا من الکترونیک بلد نیستم که تنبون اینها را از پاشون در کنم شخصا؟!

خدا گواه است اگه این وسیله را داشتم کارل و لی و سانتامارینا را ز بیخ صاف می کردم!

خوشم میاد از درس خوندن خودم! بی اینکه حمالی زیادی بکنم، وقتی فکر می کنم، ییهو یک دنیا کار را پیش می برم!

دیروز بود نوشتم، روز قبلش یک چیزی را فهمیدم و اومدم برای خودم نوشتم.

دیروز، دقیقا عکسش را فهمیدم!!

بازم نوشتم.

آخر شب گفتم بذار ببینم چت جی پی تی چی می گه! باورتون نمی شه جفتشو تایید کرد! در واقع، تایید کرد که یک پارامتر واحد، در آن واحد ولی در دو نگاه مختلف امکان داره دو چیز مختلف باشه.

مثال:

فرض کنید سه سیکل از یک سیگنال طی دو ثانیه اتفاق افتاده باشد. فرکانس سیگنال 1.5 هرتز حساب می شود. و نایکوست فرکانس اون دو برابر این یعنی 3 هرتز خواهد بود. یعنی اگر خواستیم این سیگنال آنالوگ را دیجیتایز کنیم باید فرکانس نمونه برداری ما اقلا 3 هرتز باشه.

حالا فرض کنید کل این سیگنال با 60 نقطه دیجیت شده باشه. یعنی فرکانس نمونه برداری 20 نقطه باشه. در این صورت، نایکوست فرکانس سیگنال برابر 10 خواهد بود!! یعنی بازسازی سیگنال هایی با فرکانس بیش از ده با داده های موجود میسر نیست.

اینها دو تا نگاه کاملا متفاوت به یک مساله است منتهی دقت کنید که یک پارامتر، یعنی نایکوست فرکانس، تو یکی 3 هرتز است، تو یکی 10!

همینه که هست!

مجدد دو کیلو شیر را مایه زدم و ماست کردم. باید علاوه بر ماست چکیده، دووووغ درست کنم، بمونه ترش بشه اساسی، برای آش دوغ!

چرا من نمی رم یک رستوران بزنم؟