بنفشه
یکی دوستان یک کلیپی فرستاده که گویا متن عقد یا صیغه ایرانی است. هنوز گوشش نکردم ولی شروعش با اینه که تو را من برگزیدم از میان اینهمه خوبان (بعد اینجا باید داماد نگاهشو تو زن و زولی های حاضر در جمع بچرخونه و برای همیشه با این خوبان (!) خداحافظی کنه به طبع. لامصّب چنین روایت است که اون لحظه به نظرم همّه خوبان از چیزی که خودش برداشته خوب تر به چشمش میاد اوووووولین سوزش تا فیها خالدون داماد احساس میشه. دلیلش ساده است البته چون بقیه ملت شبیه ترند به خودشون و به آدمیزاد در مقایسه با عروس که اینقدر بهش مالیدن و ور رفتن و قر اومده اند سرش که بجز اسم و فامیلش، بقیه چیزهاش هیچ شباهتی به کسی که انتخاب کرده نداره اصلا.
یادم افتاد این حسین بی تربیت می گفت شب عروسی یکی، مراسم تمام می شه و گویا مثلا یک زوج از مهمونها را که ماشین نداشته اند یک خانواده دیگه می رسونه تا دم در.
دم در، خانوم خداحافظی می کنه می ره بالا ولی راننده همچنان آقای خانواده را گرفته بوده به حرف که آقاهه شاکی می شه می گم الان ولم کن برم بالا تا پاک نکرده همه چیزهاشا :)) )
خلاصه. داشتم اینو می گفتم که این مدل ایرانی اش که نمی دونمم چقدر ریشه و عقبه داره بطور غیر رسمی یک جاهایی کاملا صوری و بدون پشتوانه قانونی مصرف می شه بجای اون ذکر ناپسند صیغه یا عقد اسلامی! در اون مدل اسلامی اش گویا اینجوری است که خانوم می گه بنده، صغری بگم فرزند مثلا اسدالله به ازای مثلا ده میلیون خودمو به مدت دو ماه در اختیار اصغر آقا قرار می دهم. بعد از اصغر آقا می پرسه قبوله؟ و اصغر می گه قبول و این خودفروشی به حیوانی ترین شکل ممکن وجهه قانونی می گیره. حالا یکم خواسته اند از قباحتش کم کنند عاقد میاد و اوشون می گه عروس خانوم من وکیلم به ازای فلان مبلغ شما را به فلان کس بفروشم، که اونجا عروس خانوم بازم در یک اقدام مخرب که نشون بده و ازعان کنه از خودش اختیار و اراده ای نداره می گه با اجازه فلانی و فلانی و فلانی مثلا، بله! و از خریدار هم سوال می شه و خلاصه معامله (!) پیش می ره. می خوام بگم شما مثلا شلغم، پیاز، بدبوترین سبزی جات چیه؟ ترب سیاه مثلا، اونو هم بخوای مصرف کنی، خود ترب نمیگه بیا منو بخور! یا من قیمتم اینه بیا منو بردار یا منو می خوری لطفا؟ بعد تو یک رابطه انسانی یک همچین فاجعه ای جاری است، اونوقت همین شماها که الان خونتون هم به جوش اومده شاید، در حالی که از این بخش دلخورید، می رید در مابقی مناسک آن دین متعالی سینه چاک می کنید و اگه کسی هم بهتون بگه آبجی، مثلا شما که همه گهی می خوری دیگه لطفا زیر علم این دین سینه نزن، بهتون می پره که عیسی به دین خود موسی به دین خود مگه من به شما کاری دارم منم اعتقادات خودمو دارم و الخ! حالا منظور شما هم مثلا اینه که این خانومی که به فرض هزار تا خلاف شرع می کنه دیگه اقلا نشه تابلوی شرع مبین. مذهبی ها ییهو دلخور نشن بحث پراندن کبوترهای باوفا و مومن به دین نیست برای تنزیه اونه شاید ولی پرت نشیم از ماجرا، اینکه، خیلی حالمون بد است! شتر گاو پلنگیم! شتر، گاو، پلنگ، خر!
این خر از باقی موارد پر رنگ تره الان
هرکی فهمید صلوات
تقدیم به خواننده غایب، خانوم بنفشه جان.
(کسی نپرسه کیه و چیه و کجاست ها. از رفقایی وبلاگ نیست، خیلی هم زن خوبی است، هر مناسبت عربی که می شه پرچمش بالاست که مثلا تولد صدیقه کبری مبارک، یا نمی دونم شهادت ام ابیها تسلیت و خلاصه از این دست دین داری ها و حفظ شعائر دین. خدایی با کمال خلوص هم انجام می ده، خدا قبول کنه ازش)