یک عااااااالمه که یوتیوب نگاه کرده ام، رسیده به اینکه یارو شورت زنشو نشون می ده،
بعد فلفل قرمز می ریزه توش،
بعد دوربین دستش می گیره پشت سر یارو تو خیابون راه می افته،
پای اون می سوزه نمی فهمه چی شده،
این ذوق مرگ شده.
بعد هم لابد به توافق هم منتشر می کنند دیگه، یکطرفه که نیست.
هست؟
این سطح از ابتذال ماست. یک نمونه اش. کوچک
خب
به ما چه.
به من چه.
من خودم هزار کار بدتر شاید می کنم. بیخیال. اشتباهی نوشتم اصلا.
قرار شده بخاطر کوید دیگه نیان داخل اتاق و لذا تمیز کاری و جارو زدن و بردن آشغالها تا مدتی تعطیل اعلام شده است. خیلی شیک و مجلسی نوشتند تغییری در اجاره بها داده نمی شود ولی این کارها هم موقتا تعطیل است. خیلی هم خوب.
موهامو بالاخره کوتاه کردم. عصر که رفتم گفت یکساعت و نیم معطل می شی فردا ساعت چهار بیا. منم اومدم. بعد دیدم بابا فردا بازم اینهمه راه من بیام در دکون این؟ برگشتم گفتم منتظر می شم. طرف منتظر یک مشتری بود. هی سر و ته خیابون را نگاه کرد و یارو نیومد. هی رفت از مغازه بیرون اومد تو، نیومد. کله یک خانومه دیگه را هم شسته بود نمی دونم چی گذاشته بود کله اش که کاغذ آلومینیوم گذاشت سرش اونم با صبر و حوصله انگار که بیکار باشه جارو برداشته بود مغازه را جارو می زد! بهرحال دید نیومد، گفت بدو بیا بشین تا کوتاه کنم برات. آقا عجله می کرد ها. کلی پشیمون شدم! دقیقا پیدا بود داره بز چر می کنه! وسط کار هم یارو اومد! یکم برای هم توضیح دادند و این همچنان با شتاب داشت کوتاه می کرد. خوشم نیومد. اینقدر عجله ای کار می کرد که حتی ازم نپرسید چقدر و چطور! به صلاحدید خودش، مثل همیشه کوتاه کرد!! منتهی آخر کار بجای هشت یورو شش و نیم گرفت! بهش گفتم هشت، گفت شش و نیم! منم دادم اومدم دیگه. ولی یقین دارم رو لیستش که نگاه کرد اشتباهی دید. چون هولش بود من دیگه نایستادم بهش اثبات کنم که کم داره می گیره. اومدم. مغازه های این محله روی ده یورو اند. انگلیس دانشجو را یازده پوند می گرفت، بقیه را یکم بیشتر. جالب بود کسی هم کنترلش نمی کرد و اونم صرف یک سوال شفاهی بسنده می کرد و مدرکی کسی برای کسی رو نمی کرد. گفتم اگه زندگی هم می کنند، اینها می کنند! فکر کنید چقدر اعصاب همه راحت می شه اگه حس نکنه طرفش تقلب تو کارشه! همینه خدا به اینها رحم کرده است.