از وقتی این دختره کناری گلدونش را تو تراس آورده گذاشته جایی که دستم می رسه،

به گلش آب می دم.

با خودم فکر می کنم یک دختر که یک گل را نمی تونه نگه داره، واقعا چطور می تونه یک بچه را، یک شوهر را، یک زندگی را نگه داره؟!

دختره گاو گاو است! خدایی گاو است! روز تا روز می گذره کرکره اتاقشو بالا نمی ده که ببینه بیرون آفتاب چه خبره. تهش اینه که تو اتاقش لخته دیگه، خب لامصب پرده پارچه ای را بکش نبینیم اندامتو منتهی اون کرکره فلزی را بده بالا! اقلا ببینی مسوولیت یک گلدون را داشته ای!! گلدونه خیلی کوچیک است برای گلی که توشه. عجیب است چطور نمی افته. واقعا بزرگ شده گله منتهی، نه می کنه کوچیکش کنه نه حتی بهش آب می ده. برگه ها باریک و سو تغذیه ای است، از وقتی شروع کردم یواشکی به گلش آب می دم، برگ نو داره می زنه!

این که حالا علف است، اما نه هم باید قطع بشه نسل بشر؟ نسل بعضی از بشر منظورمه! خب چرا یکی باید اینهمه بری باشه از هر ظرافت زنانه؟!