نمی دونم چرا، ولی امروز اینجا تعطیل است.

همون صبح که اتوبوس نیومد فهمیدم.

بعد که اتوبوس خالی بود فهمیدم.

بعد که از جلوی خوابگاه رد شدیم ودیدم که در دانشکده که از قضا زیر اتاق خودمه بسته است،

فهمیدم.

بعد که به ایستگاه های بعدی رسید و کسی منتظر نبود،

فهمیدم

منتهی،

من باید میومدم مدرسه!

من خسته شده بودم تو خونه...

اگر ز دست بلا بر فلک رود بد خوی،

ز دست خوی بد خویش در بلا باشد!

این وصف من است.