اصلا از خودم تعجب می کنم! یک لول کاغذ روغنی هر روز جلو چشممه، بعد امروز رفتم باز یک بسته خریدم!

آقا من رفتم بشقابی که دلم کشیده بود را خریدم، چهار یورو. بعدش هم دو تا فروشگاه رفتم که خیار قلمی و کاهو بخرم و آرد سفید و خلاصه اومدم تا الان دو تا بشقاب پر، سالاد خورده ام! قرمه سبزی ام گذاشتم مزه آب می ده ولی بهرحال، خوردم دیگه. با پلوی زعفرونی از برنج باسماتی. خوب بود. نون هم پختم، نون گندم کامل بود کاملا قهوه ای سوخته شدند و نسبتا سفت. سری بعدی با آرد سفید می پزم که درست بشه، انشاالله.

یک شاخص را تونستم برای کارم حساب کنم که خوشم اومد ازش. برنامه اش را هم نوشتم و جواب داد و حالا می تپونم تو مقاله ام. با اینکه خیلی خوابیدم ولی یکی دو تا کار قشنگ هم به ذهنم رسید و انجام دادم، بجز امورات مطبخ! ماست چکیده ام درست شد. تقریبا نصفه می شه ماست. شما فرض کن کیلویی دو یورو ماست چکیده. ولی عااااالی می شه هااااا! خدا شاهده!