خب، امروز من مدرسه رفتم. از دیشب یکم احساس نا سلامتی داشتم خودم اینو داشته باشید،

تا ظهر تنها بودم. ظهر روبنز اومد و گفت که بچه اش سرما خورده و زنش از اون گرفته منتهی می خوان برن تست بدن، کرونا نباشه.

دیگه حرف زدیم و با هم رفتیم آزمایشگاه، دایانا یک شیرینی فوق العاده خوشمزه ای از آبادیشون آورده بود، جاتون تهی. یکم تو آفتاب حرف زدیم و بعد سوار ماشین روبنز رفتیم تا مرکز شهر و یکم را هم گشتیم تا مرکز تست را پیدا کرد و خلاصه بعدش من سوا شدم به گردش در شهر. 

سه ساعت بعد تر که رسیدم خونه، دیدم کلی زنگ و پیغام ازش دارم که عذرخواهی کرده که تستش مثبت در اومده است!!!

خلاصه،

علایم، از داغی گوشها تا یکم ناراحتی گلو و گاهی آب ریزش بینی و خلاصه تلقینات، نشون می ده که باید مبتلا باشم منتهی، هنوز سر پام. حالا تا ببینم باید چه بکنم. قطعا اولین کار اینه که یک تست رزرو کنم و فردا پاشم برم تست بدم. منتهی بعد که مثبت می شه را دیگه نمی دونم باید چکار کنم. دارو که نداره باید قرنطینه بشم لابد که کسی مریض نشه از من. ولی خودم چی؟ نمی دونم.

حالا فردا برم یک دل خرید مفصل هم برای خودم بکنم و بعد قرنطینه کنم خودمو! والله!

---------------

خب، تست بوک  کردم. اولین فرصت سه شنبه هفته بعد نه و ربع صبح است!

خخخخخخ

تا اون روز، تردد می کنم، ولی با احتیاط زیاد. نه بخاطر خودم. از من که گذشت! بخاطر مردم!

یک دوستان هم تندی درس پس داد، مرقوم کرد شما که اونجا کسی را نداری مواظبت باشه، گّه می خوری مریض می شی!

حرف حساب :))