من،

تقریبا،

یک راه حلی برای پایان نامه ام یافته ام!

چیزی نیست که به دلم بشینه قشنگ و حس اکتشاف بهم بده ها، نه.

متاسفانه، نه،

منتهی چیزی هست که بتونم به اینها بفروشم!

به نظرم!

دارم روش کار می کنم. می خوام از اصل غافلگیری استفاده کنم و بکوبم تو صورت خانوم چی!

دوست دارم شوک شدنشو ببینم!

هنوز زوده برای اعلام کردن.

هنوز باید تست کنم، خروجی را روی تستهای متخلف ببینم و کدهایی که نوشته ام را جامع تر کنم،

بعدش، بامب! زیرپاشو خالی می کنم!

حتما که نوعی غرور و خودبرتر بینی است این حسی که من دارم ولی واقعا با هرکی قیاس می کنم در اطرافم می بینم من یک کاری کردم! یک چیز نویی تولید کردم. چیزی که کسی تخم نمی کرد سمتش بره را، من رام کردم...

فقط کور شدم تا به اینجا رسیدم ها! از بس چشمامو می مالم کره چشمم تغییر فرم داد طفلک!