خب مهمونی ما تمام شد. یک کیک پختم چهارتا پیتزا. خوشمزه شدند همه. تو سرمای حیاط هم یک چای بعدش خوردیم. غربت است دیگر...

فردا شب برمیگردم پورتو. این مدت تقریبا هیچ کاری نکردم. پورتو هم که برم کار خاصی نمی تونم بکنم، تعطیلات تابستان است و یک ماه تقریبا، کسی به کسی نیست اونجا هم...