الان که خدمت شمام، یک جفت جوراب پامه، دو تا شلوار زمستونه خونگی کرم، یک زیرپیرهن معمولی یکی ترمال آستین دار یک تکپوش نسبتا خنک تابستونی و یک نمد مانند بسیار داغ!

مشکلی هم ندارم.

منتظرم آب حموم جووووش بشه، برم یکم زیر دوش. فردا هم چرک نباشم می خوام برم نمونه برداره از فیها خالدون دماغم.

عصر دو کیلو پرتغال خریدم، موز خریدم و نون. حالا فردا تصمیم می  گیرم که اگه قراره قرنطینه بشه چطوری بشم.

اینجا قرار شده دیگه حوله و ملحفه را هم بذارند تو راهرو بریم برداریم که این خانومه نیاد اتاق. خوبه. طفلک چه گناهی کرده مگه. 

دو تا شغلم د اشتم از خرید دیروز. نه ترب. ترب قرمز لبو. خرد کردم و الان آماده است تقریبا. حیف قره قروت ندارم بریزم تررررررشش کنم.

دلم می خواد یک چیزی را تو نت پیدا کنم ولی نمی شه. سر و چشمم نمی ذاره. راحت نیستم. چقدر حیفم میاد از روزی که اینجوری حروم بشه!

همین ها فعلا. لبو بفرمایید.