افتضاح
اصلا یک افتضاحی است که نگو!
فقط بذارید به حساب این که تعطیلات آخر هفته است هرچند باقی روزها هم همین بوده است انگار!
اول، ماستی که چندی قبل درست کرده بودم را ریختم تو کیسه، بشه ماست چکیده!
با یک لیوان از آب ماست، خمیر درست کردم، برای بعد!
لوبیا دیروز خیس کرده بودم، و نخود، آبشونو عوض کردم و لوبیا را پختم، نیم پز.
سبزی که دیروز خریدم و خرد کردم از فریزر آوردم سرخ کردم، اینبار یادم مونده بود که به سرخ کردن نیاز داره، بعدش گوشت تفت دادم با پیاز و زردچوبه و الانم داره آب پز می شه گوشت، که بعععععدها بشه قرمه سبزی.
بیسکویت های این دختره خیلی بدمزه بودند!! واقعا باید گفت ریدم تو سلیقه بعضی ها با این ذائقه شون! شایدم خودشم دوست نداشته که داده به من از شرشون راحت بشه. فکر کن ساقه طلایی با طعم دارچین! مریضید؟!
وای وای نگم از این!! دیشب تو خواب عین ایام جوانی، جنب شدم!! حالا بگو چی خواب می دیدم!! یک همکار شهرضایی داشتیم، مذکر. نمی دونم چرا، داشتم کون اون می ذاشتم! یعنی اصلا هر مدلی فکر کنی فاجعه بود! اما خدایی خیلی کون قشنگی داشت، عین کون بچه خط باسن داشت نامرد!
خوابه دیگه چکار کنم؟ از بس جلوی خودمو می گیرم دیگه می زنه به مغزم، وقتی خوابم کارشو می کنه!
ریشم در اومده بود افتضاح. سفید شده ریشم. و عجیب موی سفید رخ نما و برّاق است!! جیغ می زد!! دیگه ریشمو هم زدم تا سر قابلمه های مختلف هی داشتم تاب می دادم و به هم ور می کردم!
الانم منتظرم، یعنی برنامه ام داره اجرا می شه که دو تا نمودار در کنم که بگم بابا اون روشی که تو کمبریج پیشنهاد دادی هم، کار نکرد!
نر است، نمی شه دوشید.
یعنی می شه منتهی، شیر عاید نمی شه از پستون نر!