یادتونه پریشب ها نوشتم فکر می کردم یک نون خوردم ولی دوتا نون غیب شده بود؟

واقعا فقط یکی خورده بودم!!

امروز می خواستم نون بپزم، در تنور را که باز کردم، می بینم یکی از نونها از سری قبل هنوز اونجاست! نون خشکه شده بود طفلک! من اون شب فقط یک نون خورده بودم!

حواسم کجاست؟

لباسشویی نداریم تو خوابگاه. بخاطر تعمیرات قطع شده و باید رخت چرکها را بزنم زیر بغل و ببرم تو پاساژ نزدیک، یا تو خوابگاه نزدیک، اونجا بشورم...

می شه هم با دست بشورم. همه اش شورت و زیرپیرهن است اما دلم نمی خواد گربه شور کنم. از طرفی هم سختمه بخوام رخت چرک ببرم بعد کلی وقت بشینم تا شسته بشن...

گرفتاری شدیم...

پریشب ها بود با یک بابایی رو لینکدین آشنا شدم، نوشتم؟ ایرانی بود و یک تکه مطلبی تو لینکدین گذاشته بود که الفبای این چیزی است که من باهاش کار می کنم. بهش پیام دادم و ازش پرسیدم یک سوالی، گفت من تازه کارم و از فلانی بپرس. برای این فلانی پیام گذاشتم که تجربه یا داری از اندازه گیری فلان پارامتر؟

یعنی من ریییییییدم به آدم جاهل فقط! چنان با فیگور حق به جانب و عالمانه جواب نوشته که مودب تر ازین فحش به ذهن آدم نمیاد! برام نوشته بله مقدار اون پارامتر تقریبا صفر است!

به همین برکت قسم!

یعنی من بعد اینهمه عرض و طول و ضخامت و قطر نمی دونسته ام حدودا صفر است، یا اون نمی فهمه که تو علم غیرآخوندی به اندازه گیری همین حدودا صفرها می پردازند، بعد از توش چیزهایی در میارن که با دقت سانتی متر جووووووووووووری بابای طرف را تو جاده فلان منهدم می کنند که زنش که نیم متر بغل دستش هست آسیب نبینه!

می فهمید کجا به کجاییم؟!

مهنننننندس فرمود بله، تقریبا صفر است!!!

نکشیمون علّامه!