صبح و عصر، با فهیمه چت کردم.

عصر حالش خیلی بهتر شده بود.

اینها برای شماست، سوغات تجربه های یک آدمی که فهمش بیش از ماهاست...

سه نوع مثبت حس که فهیمه داشته به زن اینهاست:

دوست داشتن، عاشق شدن، شیفته شدن

معتقده که بعضی زنها مثل متریال رادیواکتیو هستند، دائم حرارت تولید می کنند و تو کنارشون می میری ولی اونها به یک صدم نیمه عمرشون هم نرسیده اند هنوز!

اینم از خودمه:

خواستم ازتون بپرسم شماها، کسی را دارید احیانا که دلتون بخواد مدتها، گوشتون را بچسبونید پشت کتفهاش، صدای قلبشو گوش کنید؟

گوش لخت

کون لخت...

یحتمل ندارید...

به قول شاعر، آن چنان بد زندگانی، مرده به!

واقعا برای چی زنده ایم ماها؟! تضییع اکسیژن هوا؟ ایجاد ترافیک؟ دراز کردن صف ها؟ چیه فلسفه وجودی ما؟

(اثرات گوش دادن به نظریه اگزیستانسیالیسم!)