من مدرسه ام. ده صبح به وقت ما.

چایی ام را دم کردم و می رم که شروع کنم. فقط اینو بگم که دیشب کباب بی نهایت مسخره ای خوردم!! سری قبل هم یادمه همینطور شد. تنها چیزی که به ذهنم می رسه اینه که تفاله پیازش خیلی زیاد بود جوری که روی کبابها تقریبا کربنی و سیاه شد و تاااازه شروع کرد به جز جز صدا دادن و آب چکیدن!! درس بشه برام هرچند، بعید میدونم به این زودی ها دیگه هوس کوبیده کنم!

اینجا فرم پاییز به خودش گرفته. دلگیر و تامل برانگیز و سرد و گرم...