خانوم چی نوشته دو روز هی رفته اتاقم و من نبودم و می خواسته امروز سراغمو بگیره.
بعدم نوشته که اگه چیزی می خوام ، شامل غذا، اجناس سوپری، کامپیوتر کتاب، بهش بگم!
گفتم قربانت. اینها را خودم جور کرده ام. دمت داغ.
روبنز هم پیام داده عذرخواهی. فکر می کنه من از اون گرفتم. خب درست فکر می کنه منتهی، دیگه شده دیگه حالا عذرخواهی نداره که.
داره؟
به شددددت هوس زرشک کرده بودم. دیگه رفتم مرغ بدبوی دیشبی را تفتش دادم با پیاز و ادویه و زرشک زدم و رب گوجه و خلاصه چشممو سیر کردم از زرشک!
آبجو هم هنوز گازشو حفظ کرده بود. لامصب درش تنگ است و چوب پنبه شراب بهش نمی خوره اینه که وقتی بازش می کنم باید کل یک لیترشو بخورم. خب نمی شه که. دیگه با لطایف الحیلی سعی کردم درشو مهر و موم کنم گازش در نیاد که بحمدالله تا حدی موفقیت آمیز هم بوده.
دلتون نخواد، نسبتا لخت نشسته ام وسط اتاق ، پشت میزم. لرز دیگه ندارم منظورم اینه. منتهی سرفه ام شروع شده! چه حرومزاده ای است این چین لعنتی آتش به جانش با این محصولش. خدایی هر کشور غیرتمندی بود تا دو قرن محصول چینی را هم ممنوع می کرد، حالا که شنیدم از وزارت خارجه رفته اند اون قرار داد ننگین را که دزدکی بستند و کشور را فروختند نهایی هم بکنند. چه بیچاره ایم ما در کف این قوم مفسد.