پیرو پست قبلی، بی رفیق، عروس خانوم مرقوم فرموده که:

پس اینا ک اینستا رو پاره کردن کیان؟همش عیش و نوش و گردش

من بعنوان کسی که الان در ته خارج دارم زیست می کنم، شرایطم هم بد نیست، یعنی نه مجبورم برم کون کسی را بشورم، نه ظرف و بشقاب جابجا کنم و الخ، می خوام بگم که به این شو آف ها بها ندید. همچنان معتقدم کسی از بنی آدم شادمانی خودش را فریاد نمی زنه! از قضا همیشه شادی را پنهان می کنند آدمها که مباداچشم بخورند. آنچه بروز می دن یا غمهاشون است یا کمبودهاشون! غم و غصه ها هویداست، موضوع و متن با کلمات و عکسها تطابق داره اما در ابراز کمبودها، این تطابق وجود نداره. می بینی از فرط این که کسی بهش توجه نمی کنه میاد یک کارهایی می کنه که جلب توجه کنه!

مثلا تجربه شخصی من اینه که من از غذاهای اینها حالم بهم می خوره! وقتی با بعضی هاشون گفتگو می کردم وقتی می خواستند از جذابیت های کشورشون بگن از اولین حدسهاشون این بود که غذاهامون خیلی خوشمزه است درسته؟ و من می تونستم به دو طریق این تعارض را توجیه کنم، اول اینکه طرف اینقدر فقیر بوده که سیر نشده از غذا بخاطر همینم غذا تو ذهنش جذاب است، و دوم این که ذائقه آدمها آموخته می شه. عادت می شه! بخاطر همینم اینها به غذای خودشون عادت دارند و لذا می برند و من ازغذای سبک ایرانی کیف می کنم. فکر می کنم اگه جلوی یکی از اینها قرمه سبزی بذاری از خودش می پرسه عه مگه غذای سبز هم داریم!! بعد می پرسه اون لوبیای قرمز لای سبز چه تناسبی داره آخه! بعد دهن می بره می گه عه عه مگه کسی غذای ترش هم می خوره! حالا این در مورد همه چیز ما صادق است. ما که از سالها قبل به هر تقدیر قهوه نخوردیم، الان اگه قهوه بهمون بدن، لااقل اوایلش، از مزه اش لذت نمی بریم. ماها که شراب نخوردیم و عادت نکردیم و مزه اش برامون نهادینه نشد الان که می خوریم فوری باید دست به مزه ببریم و یک شوری شیرینی بکنیم پشتش در حالی که اینها جرعه جرعه این نوشیدنی هاشنو می خوردند که از تمامش لذت بکشند!

حالا، کسی که از ایران اومده بیرون و مدام با قهوه اش یا مشروبش عکس می ذاره، باور پذیر نیست برای من که از مزه اون نوشیدنی اش لذت می بره. نه. این کمبود را داره جار می زنه فقط و چه بسا بین یک لیوان آبلیمو و یک لیوان شراب قرمز، طعم آب لیمو براش دوست داشتنی تر باشه ولی برای شوآف، شراب را برمی داره یا نشون می ده و ...

خدا شاهده! (بی دلیل گفتم)