سيخكي
می دونستید اگه نجنبید، حتی دیگه نمی تونید حرف بزنید یا حرفهای نسلهای جدید را بفهمید؟!
من الانه تازه امشب فهمیده ام اصطلاحی هست که نمی دونم نوشته می شه یعقوب یعقوب یا یقوب یقوب،
به معنی ساک زدن!!
بابا یعععععععععععععقوب پیااااااااااااااامبر خدا چه کارش به ساک زدن بود مسلمونها!! اگه کاری هم می کرد عین باقی پیامبران کون خلق می ذاشت!! یعقوب و ساک؟!!
باقی فرمایشاتشونم همینه ها!! نه فقط کشور ما! دیشب می گفت تو خارجه، اسپانیا انگار، یک فروشگاه زنجیره ای هست به اسم مرکادونا. بعد آدمها بین ساعت هفت تا هشت عصر می رن اونجا، اگه دنبال زید بگردند یک نصفه آناناس را برمی دارند و کله پا می ذارند تو سبد خریدشون!
اینجا آناناس را عمودی نصف می کنند و می فروشند. درسته هم هست، معکب شده میوه اش هم هست، ولی برای اینکار خاص نصف آناناس، وارونه.
بعد می گفت با این چرخ دستی باید برید قسمت مثلا شراب ها. اونجا اگه کسی رادیدید که اونم نصف آناناس تو سبدش هست و خوشتون میاد، باید چرخ دستیتون را بکوبید به چرخ طرف!
حالا، تمام نشد تازه! از اینجا به بعدش بیشتر هم کار داره! می گفت که، اگه از این به بعد کسی بره سمت قسمت میوه و سبزی و نمی دونم کاهو برداره، یعنی رابطه را برای یک شب می خواد، نمی دونم اگه بره فلان جنس را برداره، یعنی دنبال رابطه پایدار می گرده!
من دیدم قاطی کردم تا همینجاشو، دیگه گوش ندادم ببینم این بشر به چه اضمحلالی رسیده است! خدا شاهده!!
من به عمر درازی که داشتم هربار هرکسی را برای روابط آنچنانی خواستم، همون اوایل رابطه، جلسه دوم سوم، بهش گفته ام! طرف هم که انتظار داشته من گولش بزنم یا یک جوری ببرمش پیش که پیش خودش بعدها فکر کنه که غافلگیر شده یا گول خورده، وقتی می دید باید تصمیم بگیره و مسوولیت کارش را قبول کنه و نمی تونه بعدها بزنه زیرش که کسی گولش زده و الخ، بی برو برگرد بهم می گفت نه! و این شد داستان کم کاری جنسی ما!
راستش، اگر چه اون موقع ها خیلی حالم گرفته می شد منتهی الانه که یادم میفته، و بارها یادم میفته با آدمهاش و مصداق هاش، خییییییییییییییییییییلی از کارم ،از صداقتم، ازاینکه کلاه سر کسی نذاشتم راضی ام!
باز هم به همین رویه پیش می رم! رک و راست و دست خالی البته منتهی، بی کلک!