وع که دیشب چه شب اول قبری بود! تا حوالی سه بیدار بودم. خوابم نمی برد. زخم بستر که نه اما خستگی بستر(!) داشتم، گشنم بود گلوم درد می کرد سرفه داشتم ...
چشمم از نگاه کردن به صفحه موبایل اذیت بود
و الخ
تو ساختمان رو به رو آدمیزاد در تردد است انگار
منم که تخته بند مرض چینی هام
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۴۰۰ ساعت 12:14 توسط مسیح
|