موی زیبا
طبق معمول که کار گیر می کنه، می رم گیر می دم به موهام!
پشتش را خبر ندارم، اما جلوش به نظرم صاف در اومد. بدم میاد پشت مو داشته باشم! پس کله ام هم نامتقارن است اصلا یک وضع ناخوشی. اگه حوصله ام بشه هر هفته یک قیچی تاب بدم تو موهام خیلی خوبه. سبک می شه!
یکی از خود درگیری های من، جو گندمی بودن موهامه. خیلی بدم میاد از این هم!! کاری هم نتونستم براش بکنم! اصلا از این رنگ مو بدم میومد. یادمه بابام هم که موهاش این فرمی شده بود دوست نداشتم. استادم تو شیراز هم این فرمی شده بود من دوست نداشتم. یک فرم منافقانه گورخری ای هست!! اگه رنگ قشنگ طبیعی ای پیدا می کردم قطعا می ذاشتم به کلّه ام! پوست گردوی تازه،مثلا!
بهرحال کوتاه کردم، آب حمام سرد بود! یک عالمه وقت لخت و تیغ تیغ نشستم کار کردم رو مقاله ام، بالاخره گرم شد رفتم حموم، جاتون خالی!
---------------
امروز که چراغ دستشویی خاموش بود تو آینه می بینم خیییییییییلی صاف و خوب کوتاه کرده ام!
پشتش را هم که نمی بینم!