دیشب دو تا شیر نیم بها خریدم، ماست درست کردم.

شیر سرد شد، گذاشتم رو هیتر و به خیال خودم گرمش کردم، وقتی پیچیدمش تو پتو دیدم هیتر به برق نبوده است!!

کیسه آب جوش گذاشتم تو بغلش!! صبح، به نظر میومد ماست شده!

این یعنی قانون!! یعنی ثبات. یعنی آرامش. یعنی عدم تضییع دارایی و تلاش. این یعنی باکتری ها وقتی به فلان درجه گرم باشند کار می کنند، می خواد اون گرما تو وجود خودشون و تو شیر باشه یا از کیسه آب جوشی که کناردستشون گذاشته می شه گرفته بشه. قانون، قانون است!! کسی قهر نمی کنه، بهانه نمی کنه...

یک مقاله می خوندم چندی قبل خیلی حیفم اومد که چرا اینو قبل از نوشتن مقاله خودم ندیدم. یک چیزی را که ادعا کرده بودم اونجا اثبات کرده بود و خب می شد من مرجع دهی کنم و کار خودم خیلی قشنگ تر می شد. از دیروز دنبالش می گشتم که خدایا کجا خوندمش!! همه یادداشتهامو هم نگاه کردم. نجستم.

تو اتوبوس فکر کردم،

یادم اومد کلا من جایی یادداشت نگه نمی دارم و همه چیز را مستقیم می برم در محل مصرفش و می نویسم، و الا دیگه پیداش نمی کنم. رسیدم دانشگاه رفتم تو متن اصلی می بینم که بععععله!! قشنگ هم نوشتم! کم رنگ ترین جوهرها به مراتب پایدارتر از قوی ترین حافظه ها کار می کنند.