عصر نون پختم، سه تا کوچولو. خمیرش مال صبح بود.

نرم و قشنگ و عالی شدند. سفیدتر از همیشه، لپ گلی تر، عالی.

وقتی داشتم نون ماست می خوردم فکر می کردم من هیچوقت اینقدر از پاره کردن نون لذت نبرده بودم!! اصلا یک حاااالی بود اون بافت و اون چال چالهایی که پیدا می شدند!

خدا می دونه چه چیزهایی دیگه ای را مندرس و مستعمل و مصرف کردیم،

بی اینکه لذّتی ازش ببریم!