لذذذذذذت می برم از کاری که می کنم، می دونید!؟

قبل اینکه بریم کمبریج بالاخره این خانوم چی گردن گذاشت و دو تا وسیله آزمایشگاهی را به طرحی که من گفتم ساخت. راندمانشون بسیار بهتر از قبلی ها شد. یک مدت دست من بودند، بعد رفتیم کمبریج، از چهارتایی که برده بودیم، درست همون دوتا را بعنوان یادگاری گذاشت، دوتای دیگه را برگردوند و من هنوز بعد از چند ماه درگیرم که دوتا برای کارهای خودم بسازم.

بالاخره ساختیم. همین هفته قبل تمام شد کار قالب گیری اش و دیروز گزارش کارکردشون را دادم به خانوم چی، پرسید نسبت به قبلی ها چطور بودند؟ تو فکرم بود مقایسه کنم ولی نرسیده بودم. الان، تازه تمام شد!

نمودار نشون می داد که اونی که قبلا تکنسین با طرح من ساخته بود از اینی که الان خودم بالاسرش بودم و خانوم چی ساخت، دو برابر بهتر است!

توجیه نداشت، نباید اینجور می بود.

پاشدم یک دور زدم تو اتاقم، فهمیدم کجا دوبله حساب شده براش! الان که اصلاحش کنم، اگه مال من بهتر نباشه، میفتند رو هم! یعنی آنچه گفته ام پایدار هم هست تازه،

یک نمودار دیگه بالای این دو تا دارم، که گام اصلاحی بعدی است، و این ترسو بهانه می کنه و می خواد قبول نکنه!! می گه به لحاظ الکتریکی ایزوله نیست. دیروز بهش گفتم رنگ، یا لاک ناخن می زنم بهش ایزوله می شه!

می گه ظریف است تو کار می شکنه! بهش می گم تو کار ممکنه ظریف باشه اما ما تو مرحله تحقیقات هستیم، مواظبیم! می دونید، قاطی کرده است! تو مرحله تحقیقات شرایط مختلف را کنترل می کنند ملت و اثرات یک پارامتر را هر بار می سنجند، این می خواد سر خم نکنه به دست آوردهای تحقیق، می گه تو مرحله تولید انبوه و استفاده تو آزمایشگاهها، یعنی مرحله کاربرد عام و نه تحقیقات، فلان عیب را ممکنه بکنه. مثلا ظریف است ممکنه بشکنه!

می دونید حس چیو دارم؟ حس شکارچی ای که شکارش جلوش دست و پا می زنه! منم سر اعتبار خانوم چی را بیخ تا بیخ بریدم! اونم نه مثل موضوع اولی که چون تو شرکت کار کرده بودم فهمیدم چه خطای بنیادی ای کرده اند، تو موضوعی که کلا و اصلا هیچی ازش نمی دونستم و حتی می ترسیدم ازش و این بیست سال کار کرده بود و دکتر شده بود باهاش!

الان، به شدّت، احساس قدرت می کنم!

درست همون وضعیت شکار و شکارچی و برای یک نر، ته ارضای ذهنی است که ببینه بر شکارش فائق شده است!

کجا بود، خواجه قشیری؟ استاد عصبانی شده بود عبا به خود می پیچید و تند برمی خاست و غرغر می کرد که،

شاگرد از استااااااد سر شده است!

:))