دومینوی تغییرات
اینی که می گم را، قطعا خیلی ها نمی پسندند، صرفا هم ناشی ازفکر خودمه و چه بسا غلط منتهی،
همیشه فکر می کردم تو جنبش مهسا، آنچه رخ داد، می تونست یک سناریو باشه. یک مانور برای امتحان کردن یک مکانیسم. درسته کشته داد زخمی داد آسیب خیلی رسوند ولی، تو کدوم مانوری بوده که مهمات خرج نشده، تلفات داده نشده؟ از اینجا بذارید شروع کنیم که مهسا اولین نفری نبود که به دست زامبی ها کشته شد. چرا بقیه رسانه ای نشدند؟ شاید چون این یکی انتخاب شده بود!
شعارها را دقت کردید، چقدر شعار وزین و سنگین از هر گوشه جوانه زد، درسته طبع مردم لطیف و مایه فرهنگیشون خوبه منتهی، چرا نباید فکر کنیم یک چندتایی از این شعارها هم، مدت بیشتری بهش فکر شده بود.
دیدید چه کمبودها و نواقصی رو افتاد؟ مثلا استارلینک با اون قیمت گزاف، وجود نداشت حتی! باید بار خر می کردند تو مسیر... شک ندارم الان تعدادی نصب شده و آماده هست!
حملات به مدارس یادتونه؟ الان معلوم است که زامبی جماعت وقتی تنگش گذاشته بشه چی تو دست داره چه تو ذهن!
آدمها و ائتلاف ها را یادتونه کم مونده بود حامد کونی از تو لپ لپ در بیاد بشه عمام جدید؟! و باقی جماعت شهوت ناک! هالو تریاکی یادتونه اعزام شد لندن از سوراخ کونش حتی مایه گذاشت که تجمع به هم بزنه؟! پرچم ها، دهانهای باز، همّت خارج نشین ها، ...
به نظرم کسی که می تونه برای پیجرها اون طرح عالی را پیاده کنه، می تونه برای جامعه هم طرح مفصلی تدارک دیده باشه...
آینده روشن می کنه چی به چیه...
حرفم اینه که همچنان که فتنه 57 تمامش هدایت می شد، جوری که دومینو وار تمام آنچه یک عمر به دست آمده بود خراب شد، این دومینو باز هم چیده شده است انگار! قطعاتش رو سر خیلی ها آوار می شه منتهی، محصول کار، چیزی است که برامون طراحی کرده اند. باید دید چی از توش در میاد. خیر است انشاالله.