داشتم به نماز فکر می کردم،

به وضو

به این که یک شستشوی مغزی چقدر می تونه در عمق نهاد یک نفر نشسته باشه که حتی در خصوصی ترین حالت خودش نتونه بگوزه حتی!!

فکر کن چقدر وحشتناک است ایدئولوژی که درحالی که هیچکس شما را کنترل نمی کنه و نمی بینه حتی، بلند می شی وضو می گیری به طریقی که برنامه ریزی شده مغزت، دولا راست می شی تمام تمرکز و دقتت را هم می ذاری مخرج حروف درست باشه و بادی هم از مخرج خودت در نره! بعد کرونا که می شه ما را از شیافت چیپ ست می ترسونند که تو واکسن هاشون یک چیزی هست که می ره تو بدنت کنترلت میکنند! خب الدنگ! من که تسخیر شده هستم الانش هم!! چه کنترلی می تونه شدید تر از این باشه روی من که حتی نتونم بگوزم!! گوزم بیاد، کسی هم نباشه که اذیت بشه، هوا هم جریان داره، از خاصیت های ضد سرطان گوز هم صرفنظر می شه منتهی، من نمی گوزم!! چون یک شیّادی قرنها قبل گفته نگوز! چون من تحت کنترل و برنامه ریزی شده هستم!

یکم دقت کنید به خودتون!! واقعا این زندگی ارزش زیستن هم داره؟!

نه که حالا الان زندگی مدرن بهتر شده باشه ها، نه! اینجا هم من الان پشت کامپیوترمم، از واوی که بنویسم تا یا، همه را اول اونی می دونه که پشت صحنه کامپیوتر و تکنولوژی است! همه دستاوردهای من و شما را اول اون داره! حتی وقتی فلش و کامپیوترمون ویروسی می شه و داشته هامون از دست خودمون در می ره، ما دیگه نداریمش، ولی اون داره! بردگی نوین همینه دگه از صبح تا شب کار می کنی دسترنجت تو انبان یکی دیگه است!

تازه پول برقشو هم باید خودت بدی سیستم را هم باید خودت بخری! کلنگ با کارگر است! عین جهیزیه سبزواری ها که همه چیز با داماد است عروس فقط خودشه با شکاف و ممه اش!

البته فحش هم خوب می دن!