اینستاگرام، یک پیجی بود به اسم

persian poetry

داستان موش و گربه از عبید زاکانی به همراه تحلیل داستان.

بی نهایت عالی بود!

با اینکه چندجا شعر را اشتباه خوند، اما ارائه اطلاعاتی از اینکه در قرن هشتم چه خبر بود و اشاره های عبید زاکانی به چی بوده، بی نهایت عالی بود.

همچنان که قبلا گفتم، من رد پای همه اشتباهات و خسارتهایی که این روزها می دیم را در کتب ارزشمند قدیمی می بینم و از قضا داستان موش و گربه دقیقا و دقیقا همین داستان امروز ماست که حاکمی در سایه دین و مذهب پنج پنج ازمون شکار می کنه و اینکه این حاکم چرا حاکم شده، اینکه چرا اینجور خسارت می خوریم... همه و همه مرا عبید خدا بیامرز قرنها قبل دیده، نوشته، شرح داده، و ما باز هم کور و کر همان را تکرار کردیم و خب به طبع همان و بیشتر از آنرا خسارت داده و می دهیم و بعید هم می دانم که اصلاح شویم! جهل و دین دو ویروسی هستند که همداستان و همدست، تا پیکره این گربه نحیف را به خاک نسپارند، رهایش نمی کنند.

نوشته بود مسلمانها دو مرتبه به اروپا هجوم بردند، یکبار برای گسترش و بسط اسلام، و بار دوم برای فرا از دست همین اسلام!