طفلی به اسم شادی، گم شده است!

همچین شعر یا شعرواره ای بود.

طفلی به نام شادی، دیری است گم شده!

آره این بود.

یک ارّه ای در من فرو رفته که از هر سمت تکان بخورم، خواهد برید!

البته شاید هم از خوشی زیادی است که ذهنم درگیر چیزهایی می شه که هیچکس مطرح هم نمی کنه و حرفی نمی زنه ازشون منتهی، من می دونم که هست، زیر پوست همه، تو فکر همه...

چس ناله بسه.

فعلا.