اومدم دانشگاه، یادم اومد به صیاد شیرازی. یک رفیقی داشتیم شیرازی بود تو لینکدین عکسشو دیدم یاد اون مقتول افتادم که فکر کنم اصلا شیرازی نبود.

زمانی که سرگذشتش را گوش می کردم متوجه چندتا چیز شدم. اول اینکه از آخرین نظامی های آموزش دیده بود!! گتره ای و خمره ای نظامی نشده بود. منتهی متاسفانه راهش را غلط رفت. دو تا چیز جالب بود تو زندگی نامه اش. اولی اینکه یک سال یک مانور می ذاره که به حضرات نشون بده تهران را دو ساعته می تونه فتح کنه. در کمتر از دو ساعت، تهران را فتح می کنه!! یعنی اگه یکم شعورش می رسید و آدم درستی بود و مانور را حقیقتا اجرا می کرد، بلکه تاریخ ساز می شد. اما نشد! هی خوش خدمتی کرد، مثل خیلی های دیگه که الان در خدمت اند! و تهش، توسط خودی ها کشته شد!! به نظر میاد این بابا محسن رضایی هست که می گن وسط خودشو هم نتونسته پیدا کنه و کمربندشو نمی تونه ببنده، اینو اینجور نفله نبینید، این کارهای خیلی بزرگی کرد! جنایتهایی کرد که از هیچ کراواتی و کمربند وسطی بر نمیومد. کربلای فلان که با هماهنگی عراقی ها کرد یک چشمه اش بود! ایشون به تنهایی هرکسی را که ممکن بود سری بر کنه، زد! از جمله، صیاد!

گفتا که که را کشتی تا کشته شدی زار،

تا باز که او را بکشد، آنکه تو را کشت!