اومدم كنابخونه، روزنامه بخونم؛

پسره ايستاده و دختره نشسته،

پسره دستشو تا آرنج كرده تو جيب شلوارش،

مثلا كه عدم تقارن خشتكو، به وجود دستش توجيه كنه،

زبون ميريزه و ميمون بازي ميكنه...

ول كرد

بالاخره...