سرگذشت احمد توکلی را داشتم گوش می دادم،
می شناسید؟ نماینده مجلس بود و حرفهایی که می زد به حرف حساب می خورد منتهی،
این حرومزاده گویا کسی بوده به اسم ایرج بازجو!!
با انبوهی از خون خلق به دستهاش! از ریحانه جباری تا گروهی زندانی در مشهد...
اصلا معلوم نیست چه زلزله ای شد که یک عده آهنگر و قصاب و جانی، بر مال و جان ملت سوار شدند در اون سال تباه...
توکلی را این روزها اگه ببینید، صدای چوب خدا را می شنوید امّا،
غلط کرد خدا! چه وقت چوب زدن است الان که این حرامزاده ها هر فعلی خواسته اند مرتکب شده اند تا الان؟!!
به نظر من اول باید خود خدا را برد به دادگاه!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان ۱۴۰۳ ساعت 22:48 توسط مسیح
|