آنجلا کلید انداخته به در، می رم باز می کنم، می گه تکنسین می خواد بیاد کار کنه...

بعد، در حالی که شونه هاشو بالا می اندازه که بگه می فهمم خرج بیخودی هم هست، می خنده و میگه مانی مانی!

بعد می ره تو حمام. درحالی که هی میگه خوبه خوبه، نشونم می ده که تکنسین قراره بیاد سبد یا آبکش داخل حکام را عوض کنه، و اون پایه دستمال توالت را.

خداااااااا گواهه هیچ عیبی ندارند اینها، لازم نبوده اصلا!! الان هم که از اینجا کنده بشن می شن زباله!! ولی خب، وقتی کاری دولتی است، اینجوری هم پیش می ره. بودجه ای که رو تابلو نوشته اند 822 هزار یورو هست. برای کارهایی که واقعا شاید به اینهمه نیاز نداشت!! شاید نصف این کافی بود که عیب ها را رفع کنند. ولی سرمست پول که باشه یک ارگان و یک حکومت، حتی از ما نپرسیدند که مشکلات محل سکونتتون چیه! کجا را فکر می کنید باید درست کنیم که بهتر بشه!! صرفا اومدند از بیرون دور زدند بعد تصمیم گرفتند پول را چال کنند،

و خب، کردند!

نه که بد باشه، اینکه همه چیز نو بشه خیلی هم خوبه، ولی واقعا نیاز نبود! خوب بود خیلی چیزها، همونطوری که بود!

دانشگاه منچستر یک کار قشنگی کرده بود، هر بار که بودجه دستشون می رسید و از این خرجهای الکی می کردند، چیزهایی که باز می شد و تعویض می شد را می برد تو یک سوله، به همه هم ایمیل می زد که این مدل اقلام دست دومش هست اگه کسی میخواد با ارائه کارت دانشجویی اش، از هر کدوم یک قلم می تونه مجانی ببره! من و خواهرم رفتیم، یک عااااالمه صندلی های اداری مختلف بود یک عااااااااااالمه میزهای چوبی بزرگ و کوچک قشنگ و سلامت!! با کارتش یک میز گرفت یک صندلی. رفقاش هم رفته بودند برداشته بودند و جالب بود که اون سوله همواره پر و خالی می شد گویا سالها بود که به این کار تخصیص داشت. کلی دانشجوی چینی دیدم که اونها هم صندلی گرفته بودند!

به نظر من تمرکز زدایی می تونست اینجوری باشه که در حد لازم تعمیر کنند مرکز را، تتمه بودجه را به تکمیل و تجهیز مراکز شهرستانی و دهات اختصاص بدن. چون این که مرکز را نو کنند کهنه ها را بفرستند شهرستان یا دهات، علاوه بر اینکه توهین است، وسایل تو باز کردن و حمل و بستن مجدد هم کلی از بین می رن!

کسی اما از من نظر نخواست!