نوروز علی، مستخدم بود،

جوون مرگ شد، چند سال قبل زمین از لوث وجود نوروز علی پاک شد بالاخره!

طفلک، بچه دهات بود، اومده بود شهر و بدتر از من در فاصله ای دووووووووووووووور خونه ای درست کرده بود و هر روز میومد سر کار و برمی گشت...

نوروز علی اسم سومین فرزندش را گذاشت نازنین زینب!

فکر کنم توضیح اضافه تری لازم نباشه و حق مطلب ادا شده باشه.

باری.

نوروز علی سرطان گرفت. درمان گرفت و رفت و بعد که انگار بهتر شد برگشت سر کارش.

یکبار به راننده ها گفته بود، اینهمه رفتیم پول دوا درمون دادیم آخرش هم هیچی!

منظورش بعد از این بود که شیمی درمانی کرده بود، چون مرضی درش پیدا نکرده بودند ناراحت بود و فکر می کرد پولی که به دکتر داده هدر شده است.

همین بساط را با منصور مصری ما داریم!

این بابا سه سال است می گه رو دندونم خال سیاه هست. رفت مصر که ارزون براش کار کنند، فهمید قیمت همینجاست و تازه چرک هم هستند و شلوغ و بی نوبتی و الخ. برگشت همینجا و بهش معرفی کردم رفتم دکتر من.

دیروز، کارش که تمام شده زنگ زده که اینهمه هزینه کردم آخرش هم هیچی! دکتر گفت سالم است و بهتر دستشون نزنی!

البته دکتره هم نامردی نکرده بود و قشنگ ختنه اش کرده بود ها!! بجای 80 یورو، 150 یورو گرفته بوده! هم برای جرم گیری دندونش، هم برای عکس برداری!! درواقع، نقره داغش کرده حرومزاده منتهی،

من نمی دونم!

منقرض بشیم بریم پی کارمون بابا!