فرموده که:

کلا ادب رو به قتلگاه بردی از وقتی رفتی بلاد کفر؟ یا از همین دیار همینجوری پرورش یافتید؟ صراحت کلام یه مقوله ی جداست هتاکی یه مقوله ی دیگه.
مرد حسابی چهار تا رفیق و دوست و آشنا ت بخونن این شطحیاتت رو عرق شرم بر جبین شون میشینه... خودت هم شرم بفرما لطفا .
این هم نوعی احترام به خودته که چی از اون مغز بر صفحه بریزی.

[پاسخ:]

آدمیزاد هرچه سنّش بالاتر می ره کمتر حرف می زنه و بیشتر فحش می ده.
اگه برخورنده است براتون، نخونید دوست عزیز.

نه که دفاع کنم از کلامم. نه از قضا گاهی هم با خودم فکر می کنم نباید اینقدر بی چاک دهن باشه آدم. بخصوص وقتی یادداشتی از یک دوستی به یادم میاره که آدم حسابی هایی هم ولو گه گاه به اینجا سر می زنند منتهی،
من تصمیم گرفتم خود واقعی ام باشم! اینجوری اون آدم حسابی ها هم با علم به اندرون تباه من، بهم نزدیک نمی شن و این برای همه بهتر است!
شما هم دست بردار اگر زندگی منافقانه ای داری!! وقتی فحشت میاد، فحش بده!! وقتی تشکرت میاد، تشکر کن! رو باش! صادق باش! ساده باش! خودت باش! به قول قمیشی، قد بکش از پشت نقاب!
یارو گفته بود از وقتی فهمیدم بچه چطور درست می شه اعصابم به هم ریخته، انتظار نداشتم امام خمینی هم...!
ولی واقعیت همینه!
بذار اینجور تکمیل کنم، من و شمای آدمیزاد اقلا روزی یک مرتبه می ریم توالت و چنان کثافتی از بطن و درونمون بیرون می ریزه که اگه کسی ببینه حتی بوش را بشنوه شرمگین می شیم. ولی می ریم، برای اینکه بقیه مواقعی که بیرون هستیم و باهاشون در ارتباطیم، محترم باشیم و حرمتشونو نگه داریم! برای اینکه جلوشون نگوزیم! برای اینکه وقتی حرف می زنیم نصف حواسمون به نگه داشتن شاشمون نباشه!! می بینی، واقع نگر که باشی اگه هر کسی یک جایی پلشتی های درونش را بیرون بریزه، تو ارتباط با بقیه سلامت بیشتری خواهد داشت! حالا می فرمایی اینجا بو گه می ده، من دفاعی ندارم، تو نیا! تو نخون!

می بینی چه استعدادی از دنیای کثیف حوزه های علمیه دریغ شده! من اگه آخوند شده بودم چنان شیّادی می شدم که الانه برای خودم و تمام خاندانم با اسم جعلی مدارک هویتی ثانویه ساخته بودم و هر آینه منتظر بودم که اگه کار بیخ پیدا کرد به خارجه بگریزم! ولی می تونستم سفید را سیاه و سیاه را سفید نشون بدم، کاری که الانه دیگه این کودن ها نمی تونند!