یک و نیم ظهر، آخرین روز از سال 2024 میلادی.

امروز دل و دماغم به کار کردن و گزارش نوشتن می ره. از صبح مشغولم و راضی ام از کاری که کرده ام.

آنجلا و پائولا نیومدند. گویا دیگه تعطیلات آخر سال جدی جدی از امروز شروع شده تااااااا،

پس فردا!

به دل خوش کیسه ام را از آب جوش پر کردم. بعدش به سلامتی یک رنگ مویی درست کردم با قهوه و چای و میخک!! فنجون سفید چینی را که خوب کثیف می کنه رنگش، نمی دونم چرا به مو نمی چسبه! بهرحال موهامو آغشته کردم و یک ساعتی می شه که نشسته ام برای خودم تا چرک بشه موهام!

خمیر هم درست کردم! خمیر روز که هوا گرم است و قشنگ تخمیر می شه چیزی دیگه است، اصلا قابل قیاس با خمیر نصفه شب نمی شه.

دیگه چی؟

از بیرون صدای بلندگوها و جشن میاد. نمی دونم دقیقا کجاست. از خوبی های اینها اینه که همیشه همه جشن ها وسط شهر نیست و برای رفاه ملت شاید، پخش می کنند همه جا. اینجوری تعداد آدمهایی که می تونند رو صحنه برن بخونند و بزنند هم چند برابر می شه و خودش باعث می شه تعداد بیشتری ارضا بشن! ترافیک هم که خب کم می شه. بهرحال ایده خوبی است که همه جا جشن باشه!! فروشگاههای همه جا فروش بکنه...