زور!
جالبه ها هرکی هرجا زورش برسه، کم نمی ذاره!
منصور می گه رفتم دانشگاه، بهم گفته اند که یک هفته نیا!
می گم مگه کرونا داشتی؟
میگه نه، منتهی فلانی (استاد بزرگ بخش) گفته کسایی که از خارج میان یک هفته خونه بمونند، بعدش یک تست بدن، بعد بیان دانشگاه!
گفتم یعنی اینهمه دولت و نمی دونم شبکه بهداشت و فرودگاه و این بگیر ببندها کم بود، الان یک شازده ای که حالا حسب گردش روزگار یک عده ای ازش حساب می برند هم دولا، برای خودش قانون می ذاره!
جالبه نه؟
البته این بابا کلا با منصور هم میونه خوبی نداره ولی در مجموع، اخلاق هم نداره خدا خوب کرده!
---------------------
سارا جون پیام دادند! گفتم دیگه بهش پیام ندادم، بالاخره امروز گوشی اش را چک کرده یاد ما کرده است!
این سارا، از اون آدمهای جماع اولی است، ارجاع به پست قبل اگه بخوام بکنم. از اونها که انگار تا حالا با کسی تو رابطه نرفته که از دنیای خیالی اش به دنیای واقعی اش بیاد، بعد بفهمه که عاشقی کشک است، زیان بار است، باید دنبال یک دوست بگرده و انتظارهای عجیب غریب هم از طرف نداشته باشه. به بودنش باید بسنده کنه، چون در بیشترش و حتی در همینش هم تضمینی نیست! جدا کسی را دارید که هیچی بیش از بودنش ازش نخواهید؟ همینکه باشه! باشیدنش کفایت کنه! بی اینکه چمیدونم خرجتون کنه، مراقبتون باشه، حتی حالتونو بپرسه!!!! این دیگه خیلی نو بر است ها منتهی من دارم! من آدمهایی را دارم که اینقدر گرفتارند و مشغله دارند که دو تا کرونا میاد و می ره طرف شاید تازه یکی اش را بفهمه منتهی، بودنشون خوبه و کفایت است! انگاری بگی یک سپرده با ارزشی داری که گذاشتی تو گاو صندوق بانک مرکزی! سرما که بخوری نمی ری سراغش. شاید حتی سرطان هم بگیری نخوای بری از اون خرج کنی! اما همینکه هست، حس می کنی خیلی پشتوانه داری! گرمی! خالی نیست اطرافت! برهوت نیست! می دونید. برهوت خیلی بده!
تنهایی، معظل درشت انسان امروزی است...
معضل انگار درست تره. هیچکس هم که هیچی نمی گه!
----------------------
عرض کنم که رفتم آشپزخونه (روم سیاه فرار از قرنطینه) بعد یک دختر خیییییییییلی سیاه داشت ظرف می شست. کاسه بشقابهاش هم نو بودند!
خیلی نو!
صبحت کردیم. هندی بود!
ننه مرده!
هند کجا، اینجا کجا...
یک گاهی، یک صحنه هایی اینجوری، نمی دونم چرا اینهمه تو چشمم میاد!
فکر کن یک الف دختر، از ته هند، چه غربتی چه تنهایی ای چه تنگناهایی را به خودش هموار می کنه که تو زندگی شخصی اش و برای خودش یک کاری کرده باشه...
البته همه هروقت خودشونو قضاوت می کنند تا منتهای طاقتشون زحمت کشیده اند و با امکاناتی که بوده تا مرز خودکشی تلاش کرده اند منتهی، انگار مال بعضی ها بی قسم و سند، مشهود تر است!