این کسخل ها، یک قالب آلومینیمی را دادند تراشکاری.
23.5 یورو هزینه داده این دانشکده به اون دانشکده!
صبح قالب رسیده، هنوز تنگ بوده!
برداشتیم بردیم یک تکنسین سرش با کونش بازی می کرده هی تراشید تراشید تراشید، بالاخره گفتیم اقا ول کن بسه! آوردیم!
یک سطحش خوب شده، یک سطحش عین تنه درخت حلقه حلقه و فاجعه.
دانیلا بدو پرید که بذار من اول نمونه ام را بسازم. طفلک یک هفته بود بخاطر تراشکاری کارش مونده بود. گفتم باشه. صبح سر هم کرده ظهر دیدم تمام شده کارش. الان رفتم کار خودمو انجام بدم می بینم همه را ریخته بیرون!! یک لایه لاتکس عینهو کاندم استفاده می کنیم، ناخنش بلند بود سوراخش کرده!! گفتم خوبه حالا به همین جمع می شه اگه باردار شده بودی کاری اش نمی شد کرد!
خلاصه، برگشتم، که طفلک کارشو تکرار کنه و بعدها من برم شروع کنم.
نگفتم از قالب بندی. صبح قالبها را باز کردم، یک چیزی شبیه کره داخل قالب موند، فلز اومد بیرون!! چرب و چیل و خیس و چسبناک و گه!!
دیگه ایمیل زدم که آقا این چسب خراب بود، نشد!! استون پیدا کرده ام وسوهان و سمباده و خلاصه از صبح دارم تمیز کاری می کنم من هم!
ولی خب،
باحاله :))