آخرین امتحان!
آخی!
یکی از اساتیدم مرد!
همونی که امتحانشو فرستاد با چهار روز وقت. بعد هم بهم شونزده داد! تکه ریاضی اش را کاملا درست نوشته بودم، نمی دونم چرا 16 داد لابد تشریحی ها به دلش ننشست. شایدم روزشمار گذاشته بود برام که هرچه دیرتر بدم ازم کم کنه. نمی دونم.
مهم نیست بهرحال.
یک آدم خیلی قد بلندی بود، بی نهایت خوش رو و خوش برخورد و با اطلاع! اولین بار که منو دید حدس زد هندی باشم! راستش خیلی بهم برخورد!
یک مشکل استخونی داشت. سرطان، یک چیزی تو اون مایه ها. یکسالی می شد مریض بود طفلک.
گذاشتنش تو کوره. گویا می سوزونند ولی من نمی تونم برم مشایعتش. مثلا قرنطینه ام. امشب و فردا ملت می رن خداحافظی و بعدش فردا دفنش می کنند...
دلم سوخت
یارو آخرین امتحان عمرشو از من گرفت!
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام دی ۱۴۰۰ ساعت 13:57 توسط مسیح
|