خانوم چی پیشنهاد کار داد، برای بعد از فراغت و دفاع،
یادمه خیلی قبل از اینکه بیام خارجه یک جایی ثبت نام کردم، فکر کنم تو ایتالیا بود،
اینها خیلی رک و شفافند! تو شرح اینکه ما چی انتظار داریم و چی بهت می دیم، خیلی رک و راست نوشته بود که یک میز تو یک اتاق بهم می ده با یک کامپیوتر با فلان مشخصات. عوضش، خواسته بود که من فلان محاسبات را براشون بکنم.
هرچی فکرش میکردم دیدم عین این است که به یک کارگر افغانی بگیم من بهت یک کلنگ می دم، یک محوطه هم در اختیارت می ذارم، ازت می خوام تو چاه بکنی برام!
الان این پیشنهاد خانوم چی هم چیزی شبیه همون کلنگ است! برای کسی خوبه که بیمه و بازنشستگی و خونه اش درست باشه، بخواد گذران کنه فقط. با اینهمه، فکر می کنم بهش.
ناچارم در واقع که فکرش کنم، اما مجبور نیستم به پذیرشش.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۳ ساعت 17:28 توسط مسیح
|